شکست ایالات متحده در تلاش برای غلبه نظامی بر ایران، جدیدترین اثبات این موضوع است که دهه‌ها زوال صنعتی، سلطه نظامی آمریکا را از اریکه قدرت به زیر کشیده است. تأسف امپریالیست‌ها در این است که آن‌ها نمی‌توانند با بمباران، مسیر بازگشت خود به اوج را هموار کنند.

ترامپ و هگست Hegseth، بر این باور هستند، که "ذخیره ای تقریبا نامحدود" از مهمات در اختیار دارند. در واقع، از زمان شروع جنگ، ایالات متحده ذخایر مهمات حیاتی را که سال ها تولید آنها به طول انجامیده بود، به هدر داده است – و صنعت دفاعی قادر نیست به این زودی ها آنها را بازتامین کند.

در سه هفتهٔ نخست جنگ، ایالات متحده حدود ۴۰۰ فروند موشک "تاماهاوک" Tomahawk، به سوی ایران شلیک کرد؛ رقمی که معادل ۱۰ درصد از کل موجودی موشک‌های تاماهاوک نیروی دریایی ایالات متحده بود. این میزان حتی از تعداد موشک‌هایی که ایالات متحده برای کل سال ۲۰۲۶ / ۱۴۰۵ خورشیدی، سفارش داده بود، بیشتر است. در حوزهٔ مهمات دفاعی نیز، طی همین دوره، حدود ۱۵۰ فروند موشک "تاد" THAADبرای رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی و همچنین حدود ۱۶۰۰ فروند موشک "پاتریوت" Patriot مورد استفاده قرار گرفت.

تأمین مجدد این ذخایر از دست‌رفته سال‌ها زمان خواهد برد. سالانه تنها حدود ۶۰۰ موشک پاتریوت تولید می‌شود و در مورد موشک‌های سامانهٔ دفاعی "تاد"، سال گذشته فقط ۱۱ فروند تولید شد. طنز تلخ ماجرا اینجاست که بخش قابل‌توجهی از این سلاح‌های چندمیلیون‌دلاری برای مقابله با پهپادهایی به کار گرفته شده‌اند که هرکدام تنها حدود ۳۰ هزار دلار قیمت دارند؛ و با این حال، حتی در رهگیری مؤثر آنها نیز چندان موفق نبوده‌اند.

هر ماه، هزاران فروند پهپاد «شاهد-۱۳۶» از خطوط مونتاژی در ایران و روسیه، که در جریان جنگ اوکراین تکمیل و توسعه یافته‌اند، تولید می‌شود. پنتاگون در جلسات غیرعلنی به قانون‌گذاران اعتراف کرده است که «برای متوقف کردن این پهپادها تلاش می‌کند». مقام‌های آمریکایی نیز عملکرد سامانه‌های رهگیر را «ناامیدکننده» توصیف کرده‌اند.

تصاویر جدیدی که هر روز منتشر می‌شوند، بارها نشان می‌دهند که پهپادهای شاهد از سد رهگیرها عبور کرده، به زیرساخت‌های حیاتی متحدان ایالات متحده آسیب می‌رسانند و حتی تجهیزات راداری سامانهٔ تادِ سنتکام را که ارزش آن تا ۵۰۰ میلیون دلار برآورد می‌شود، منهدم می‌کنند.

در همین حال، تلفات ایالات متحده نیز رو به افزایش است. در سه هفتهٔ نخست، ۲۳۲ سرباز آمریکایی زخمی و ۱۳ نفر کشته شدند و ۱۶ فروند هواپیمای آمریکایی نیز منهدم شد. روشن است که ایالات متحده برای جنگ مدرنِ پهپادی از آمادگی و تجهیزات کافی برخوردار نیست.

صنعت تسلیحات آمریکا طی سال‌ها میلیاردها دلار از توسعه و تولید شمار محدودی از سامانه‌های تسلیحاتی بسیار گران‌قیمت ــ "اسباب‌بازی‌های" جنگی ــ به جیب زده است؛ سامانه‌هایی که ساخت هر یک از آنها سال‌ها زمان می‌برد. شرکت‌هایی مانند "ریتیون" Raytheon و "لاکهید مارتین" Lockheed Martin و دیگر غول‌های صنایع نظامی، اکنون در تولید سلاح‌های کم‌تعداد و "دقیق" تخصص یافته‌اند، نه سلاح‌هایی که برای جنگ‌های طولانی‌مدت و درگیری‌های فرسایشی با شدت بالا طراحی شده باشند؛ همان نوع تسلیحاتی که ایران طی سال‌ها به‌طور گسترده انبار کرده است.

لاش‌های اخیر برای راه‌اندازی یک برنامهٔ مدرن پهپادی نیز به تولید مدل‌هایی گران‌قیمت و کم‌کارآمد انجامیده است. بهترین پهپاد ایالات متحده، "لوکاس" LUCAS، در واقع نسخه‌ای کپی‌شده از «شاهد-۱۳۶» است که با مهندسی معکوس پهپادهای به‌غنیمت‌گرفته‌شده در اوکراین ساخته شده است.

ایالات متحده که زمانی پیشگام جنگ پهپادی بود، اکنون کارش به جایی رسیده است که به جای پیشتازی در توسعهٔ فناوری، به میدان‌های نبرد می‌رود تا فناوری رقبای خود را به غنیمت گرفته و از روی آن کپی‌برداری کند.

علاوه بر این، ایالات متحده هنوز سامانه‌های قابل‌اعتمادی برای مقابله با پهپادهای "شاهد" در اختیار ندارد؛ در حالی که اوکراینی‌ها بیش از دو سال است که از چنین سامانه‌هایی استفاده می‌کنند. زلنسکی در ۳ مارس (۱۲ اسفند ۱۴۰۴) گفت که با کمال تعجب، هیچ‌کس از کاخ سفید برای دریافت مشاوره با او تماس نگرفته است. ترامپ نیز اصرار داشت: «ما به کمک آنها برای دفاع در برابر پهپادها نیازی نداریم. ما در واقع بهترین پهپادهای جهان را داریم.»

اما تنها سه روز بعد، در ۶ مارس / ۱۵ اسفند ۱۴۰۴، ایالات متحده بی‌سروصدا با دریافت ۱۰ هزار پهپاد اوکراینی برای کمک به رهگیری پهپادهای "شاهد" موافقت کرد.

حتی اگر ایالات متحده واقعاً «بهترین پهپادهای جهان» را در اختیار داشته باشد، قادر نیست آنها را در مقیاسی تولید کند که برای رقابت با ایران، روسیه و چین لازم است. بزرگ‌ترین پیمانکاران صنایع دفاعی آمریکا از ظرفیت‌های تولیدی قابل‌توجهی برخوردارند، اما فاقد خطوط تولید لازم برای ساخت انبوه پهپادهای ارزان‌قیمت هستند. ایالات متحده کارخانه‌هایی مشابه روسیه و چین ندارد که بتوانند مدل‌های آزمایش‌شده و استاندارد را به‌صورت انبوه و در خطوط مونتاژ تولید کنند.

برای مثال، بهترین جایگزین ساخت آمریکا برای پهپاد چینی DJI در کالیفرنیا و به‌دست تنها ۱۵ کارگر، آن هم به‌صورت دستی، تولید می‌شود. از سوی دیگر، هزاران پیمانکاری که برای تولید تسلیحات آمریکایی به کار گرفته شده‌اند، در چارچوب یک برنامهٔ منسجم و عقلانی از سوی پنتاگون سازمان‌دهی و هماهنگ نمی‌شوند.

خلاصه اینکه، صنعت تسلیحات ایالات متحده زیر فشار هرج‌ومرج بازار سرمایه‌داری و انگیزهٔ سودِ تک‌تک شرکت‌ها در سراسر زنجیرهٔ تأمین، از دستیابی به یک ظرفیت تولید منسجم و انبوه برای جنگ‌های مدرن تضعیف شده است.

از سوی دیگر، چین، روسیه و ایران، هر یک صنایع دفاعی منسجمی ایجاد کرده‌اند که تا حد زیادی از سازوکار بازار مستقل‌ می‌باشند. چین صنایع نظامی خود را در چارچوب یک برنامهٔ متمرکز و تحت کنترل دولت، به‌صورت عمودی یکپارچه کرده است. روسیه نیز دارای شرکت‌های سهامی‌ای است که در چارچوب برنامه‌ای تحت هدایت دولت فعالیت می‌کنند. ایران نیز در پی جنگ ایران و عراق و دهه‌ها تحریم، ناگزیر به توسعهٔ صنعت تسلیحات داخلی خود شد و در فاصلهٔ یک دهه، از یک خریدار عمدهٔ تسلیحات در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی (دههٔ ۱۳۶۰ خورشیدی) به یک تولیدکنندهٔ عمدهٔ تسلیحات تبدیل شد.

چین یک مزیت عمدهٔ دیگر نیز نسبت به کشورهای غربی دارد. ایالات متحده طی دهه‌ها، فرآوری بسیاری از مواد معدنی حیاتی مورد نیاز خود را به چین برون‌سپاری کرده است. در نتیجه، بخش قابل‌توجهی از تولید پهپادهای آمریکایی به آهنرباهای نادر، باتری‌ها و موتورهای ساخت چین وابسته است. یک موشک تاماهاوک نیز به ۱۸ نوع مادهٔ معدنی حیاتی نیاز دارد. اگر چین صادرات عناصر و مواد معدنی کمیاب را متوقف کند، نه‌تنها صنعت دفاعی آمریکا، بلکه بخش‌های گسترده‌ای از صنایع این کشور نیز با اختلال جدی مواجه خواهند شد.

در حال حاضر، ایالات متحده برای جبران مهمات و تجهیزات مصرف‌شده یا ازدست‌رفته در این جنگ، در حال تخلیهٔ ذخایر مواد اولیهٔ خود است.

طبقهٔ حاکم ایالات متحده زمانی اطمینان داشت که می‌تواند برای همیشه به جهان زور بگوید و دیگران را به زیر سلطه قلدری خود درآورد. برخلاف انتظار طبقه حاکم، پایگاه صنعتی این کشور در اثر سودجویی انحصاری فرسوده و تضعیف شد، در حالی که سیاست‌های تجاوزکارانهٔ امپریالیستی آن، به‌جای تحکیم موقعیتش، صرفاً به تقویت رقبایش انجامید.

در این میان، ایران باید کمترین نگرانیِ آنها باشد. رقبای اصلی امپریالیسم آمریکا، یعنی روسیه و چین، به‌خوبی می‌بینند که ایالات متحده در تنگنا قرار گرفته است.