قحطی ساختهی دست امپریالیسم: جنایتی سازمانیافته در غزه Share Tweetنوشتار حاضر به قلم (نسخه انگلیسی) "ویکتور موری ودسو" Victor Murray Vedsø، برای نخستین بار در تاریخ ۴ اوت ۲۰۲۵ / ۱۳ مرداد ۱۴۰۴ در این پیچ منتشر شده استغزه تحت محاصره شاهد یکی از هولناکترین فجایع انسانی عصر حاضر است. تصاویر دلخراش هفتههای اخیر از این سرزمین اشغالی، مردان، زنان و کودکانی را نشان میدهد که از گرسنگی به استخوانهایی پیچیده در پوست تبدیل شدهاند. یک میلیون کودک در غزه - نیمی از جمعیت - در خطر گرسنگی هستند. دستکم ۱۸۰ فلسطینی از جمله ۹۳ کودک تاکنون بر اثر سوء تغذیه حاصل از گرسنگی جان باختهاند و هر روزه دهها نفر در معرض این تهدید قرارگرفتهاند.قحطی بهطور کامل ساخته و پرداختهٔ انسان است و همه این را میدانند. بیرون از غزه، صدها کامیون حامل غذا، شیر خشک نوزاد و تجهیزات پزشکی، برای پنجمین ماه پیاپی بیحرکت ماندهاند – در حالی که کمک کافی، درست پشت دروازههای مرز، آماده است تا در همان لحظه، خوراک تمام ۲٫۱ میلیون ساکن غزه را برای سه ماه تأمین کند.میزان ناچیز کمکی که وارد میشود کاملاً ناکافی است. از زمان به دست گرفتن کنترل غزه توسط «بنیاد بشردوستانه غزه»، تعداد مراکز کمکرسانی به ۱ درصد از تعداد مراکزی که قبل از محاصره توسط سازمان ملل اداره میشد، کاهش یافته است. مراکز کمک و امدادرسانی به کشتارگاه هایی تبدیل شدهاند که در آنها حداقل ۱۴۰۰ فلسطینی توسط سربازان اسرائیلی یا ماموران امنیتی خارجی به ضرب گلوله به قتل رسیدهاند. این کمکرسانی نیست، بلکه قحطی طراحیشده است.دوگانگی معیارهای غربدولتهای امپریالیستی غربی در مورد پیامدهای سیاسی قحطی فزاینده دچار وحشت شدهاند. ماکرون (Macron)، مرتز (Merz) و استارمر (Starmer) همگی اکنون گفتهاند که وضعیت از کنترل خارج شده است. حتی ترامپ (Trump) نیز اظهار داشته که تصاویر کودکان گرسنه «واقعی» هستند؛ گویی که در این مورد شکی وجود داشته است.سیاستمداران غربی که به طور کامل از نسلکشی اسرائیل حمایت کردهاند، اکنون با اقدامات نمایشی و نمادین در تلاشند تا نقش خود را پنهان کنند. آنها اکنون به طور نامنظم چند تُن کمک را در غزه با هواپیما پرتاب میکنند؛ این مقدار در مقایسه با نیاز واقعی، قطرهای در دریاست و تنها برای این است که نشان دهند کاری انجام میدهند. این اقدامات بالقوه جان هزاران فلسطینی را به خطر میاندازد، زیرا آنها مجبورند در مناطقی برای دریافت کمکها هجوم ببرند که ارتش اسرائیل (IDF) به صراحت اعلام کرده است به فلسطینیها در محل شلیک خواهد کرد. در بدبینانهترین اقدام خود، فرانسه، بریتانیا و کانادا اکنون تهدید میکنند که فلسطین را در مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر به رسمیت بشناسند.بیانیههای ارائه شده توسط خودشان نیز نشانگر در رویه بودن آنهاست. برای مثال، بیانیه دولت بریتانیا این احتمال را مطرح میکند که آنها میتوانند از تهدید خود مبنی بر به رسمیت شناختن (فلسطین) عقبنشینی کنند. آنها این اقدام را پیش خواهند برد، «مگر اینکه دولت اسرائیل گامهای اساسی برای پایان دادن به وضعیت اسفناک در غزه بردارد و به صلحی پایدار و بلندمدت متعهد شود، از جمله از طریق اجازه دادن به سازمان ملل برای از سرگیری فوری کمکهای بشردوستانه به مردم غزه به منظور پایان دادن به گرسنگی، و موافقت با آتشبس» و غیره.به عبارت دیگر، تشکیل کشور فلسطین (Palestine) برای آنها یک اصل نیست و حق مسلم مردم فلسطین به شمار نمیرود؛ بلکه تنها پوششی است برای انحراف توجه از همدستی خودشان و ابزاری برای اعمال کمی فشار دیپلماتیک بر اسرائیل (Israel). به مدت ۳۰ سال، از زمان توافقنامههای اسلو (Oslo Accords)، رهبران غرب مدعی حمایت از تشکیل کشور فلسطین بودهاند و همواره از «مسیر»ی به سوی راهحل دو کشوری سخن گفتهاند. در تمام این مدت، آنها چشمان خود را بر توسعهطلبی بیوقفه اسرائیل بستهاند که به طور سیستماتیک امکان تشکیل چنین کشوری را تضعیف کرده است.به عبارت دیگر، دولت فلسطین برای آنها یک اصل نیست، حق مسلم مردم فلسطین نیست، فقط یک پوشش برای منحرف کردن همدستی خودشان و راهی برای (نشاندادن) اعمال فشار دیپلماتیک بر اسرائیل است.به مدت ۳۰ سال، از زمان "توافقنامههای اسلو" Oslo Accords، رهبران غرب مدعی حمایت از تشکیل کشور فلسطین بودهاند و همواره از «مسیر»ی به سوی راهحل دو کشوری سخن گفتهاند. در تمام این مدت، آنها چشمان خود را بر توسعهطلبی بیوقفه اسرائیل بستهاند که به طور سیستماتیک امکان تشکیل چنین کشوری را تضعیف کرده است.طبقه حاکم اسرائیل مدتهاست که کوچکترین ادعایی در مورد اجازه دادن به وجود یک کشور مستقل فلسطینی ندارد. همین هفته گذشته، "کنست" اسرائیل طرحی را تصویب کرد که الحاق کامل کرانه باختری اشغالی را تأیید میکرد.وضعیت فلسطین هیچگاه به اندازه امروز از استقلال دور نبوده است. مسئولیت این امر باید مستقیماً بر عهده طبقه حاکم در غرب گذاشته شود. دولتهای غربی اکنون از به رسمیت شناختن «یک کشور مستقل فلسطینی» سخن میگویند، اما خود آنها مسئول این واقعیت هستند که دیگر چیزی برای به رسمیت شناختن باقی نمانده است. در برابر جنبش فلسطین، آویزان کردن وعدهٔ فریبنده و پوسیدهٔ «بهرسمیت شناختن رسمی» ـ آن هم پس از نزدیک به دو سال پشتیبانی از نسلکشی و در میانهٔ قحطیای ویرانگر ـ چیزی جز تمسخر و اهانتی بیرحمانه به رنجها و پایداری یک ملت نیست.آنها در هر گام، هیچ اقدام اساسی برای متوقف کردن نسلکشی انجام ندادهاند. در حقیقت، نتانیاهو به بهانههای «بشردوستانه» واهی، در تشدید نسلکشی آزاد بوده است. او میداند که هیچیک از این تهدیدها عواقب واقعی نخواهد داشت. در نهایت، دلارها و تسلیحات همچنان در حال سرازیر شدن خواهند بود.غرب با ادعای دفاع از «حق دفاع از خود» اسرائیل، به طور کامل از آن حمایت کرد. اکنون با چهرهای آکنده از وحشت دستها را بالا برده و وانمود میکنند که گویی اوضاع کنونی برایشان شگفتآور بوده است. حال آنکه آنها از همان ابتدا دقیقاً میدانستند چه میگذرد.قحطی کنونی از همان ۷ اکتبر ۲۰۲۳ میلادی /۱۵ مهر ۱۴۰۲ از سوی خودِ دولت اسرائیل پیشبینی ـ و حتی با لافزنی ـ اعلام شده بود. این نه تغییری در سیاست نسلکشی آنان، بلکه نقطهٔ اوج هولناکِ منطق صهیونیسم و حاصل نزدیک به دو سال بمباران کورکورانه است.تنها چند روز پس از ۷ اکتبر، یوآو گالانت، وزیر دفاع سابق، بیشرمانه از «مبارزه با حیوانات انساننما» سخن گفت. متحدان آنها در غرب حتی یک لحظه هم خم به ابرو نیاوردند. در عوض، آنها با حمایت از حق «مسلم» اسرائیل برای پرتاب تعداد بیپایانی بمب بر غزه به نام «دفاع از خود»، نتانیاهو را جسورتر کردند.اکنون رهبران غرب از اینکه جنگی که در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد به قحطی ختم خواهد شد، اظهار بیاطلاعی میکنند. اما سخنان سرلشکر "گیورا ایلاند" - مشاور وزیر دفاع اسرائیل - را در نظر بگیرید که تنها یک ماه پس از ۷ اکتبر، در مورد سوءاستفاده از تغذیه و کمکهای خوراکی به عنوان وسیلهای برای کشتن، و با استقبال از فاجعه انسانی، جار و جنجال به پا کرد:«ما نباید از [فاجعه انسانی و بیماریهای همهگیر]، هر چقدر هم که دشوار باشد، روی برگردانیم. در نهایت، بیماریهای همهگیر شدید در جنوب نوار غزه، پیروزی را نزدیکتر خواهد کرد.»رهبران غرب کاملاً از آنچه اسرائیل در سر داشت آگاه بودند. تنها دلیل این نمایشپردازی آنان، احساس فشار روزافزون افکار عمومی علیهشان است — آنها از پیامدهای سیاسی و اجتماعی در کشورهای خود میترسند!راهی برای بازگشت وجود نداردبه عنوان مثال، "کییر استارمر" Keir Starmer و دولت کارگر بریتانیا را در نظر بگیرید. استارمر در جریان سفر اخیر ترامپ به اسکاتلند گفت که نگرانی خود را در مورد صحنههای «غیرقابل توصیف و غیرقابل دفاع» در غزه «صریح» بیان کرده و از تصاویر کودکان و نوزادان گرسنه «وحشتزده» شده است.اما برای هر کسی که حتی کمترین آشنایی با اعمال واقعی حزب کارگر داشته باشد، این اظهارات دروغی آشکار به نظر میرسد. بریتانیا نه تنها با پروازهای شناسایی (که صدها نمونه از آن را میتوان نام برد) به اسرائیل در عملیات نظامی علیه غزه کمک میکند، بلکه به آنها سلاح نیز میفروشد و همزمان با آن همچنین سربازان ارتش اسرائیل را آموزش میدهد. در واقع، حزب کارگر در عرض سه ماه اجازه صدور سلاحهای بیشتری را به اسرائیل تصویب کرد تا آنچه حزب محافظهکار در چهار سال تصویب کرده بود!در داخل کشور نیز، حزب کارگر جنبش فلسطین را سرکوب کرده و گروه اقدام مستقیم فلسطین را به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کرده است. حمایت از آن اکنون میتواند تا ۱۴ سال زندان برای شخص به همراه داشته باشد.در مورد بقیه این جنایتکاران جنگی از جمله مرتز، ماکرون، ترامپ و پیشینیانان آنان نیز همین صادق است. این رهبران «دموکراتیک» و «بشردوست» با وجود همه چیز، اجازه دادهاند که کمکها بدون وقفه به اسرائیل سرازیر شوند؛ زیرا، فارغ از هر آنچه بگویند، اسرائیل برای حفظ تسلط امپریالیسم غرب بر خاورمیانه حیاتی است. سرنوشت فلسطینیان همیشه برای آنها کماهمیتتر از حفظ این تسلط خواهد بود. اسرائیل از زمان تأسیس خود به این کمکها وابسته بوده است. امپریالیستهای غرب تنها همدست اسرائیل نیستند. این نسلکشی بدون حمایت مالی، دیپلماتیک و نظامی آنها نمیتوانست رخ دهد.ناآرامیهای بیشتر در راه ما باید کاملاً روشن کنیم که آنها کسانی هستند که این قحطی را ایجاد کردهاند و این اقدام محصول وحشت و ترس از پیامدهای انقلابی است.بقای سیاسی نتانیاهو به ادامه این جنگ بستگی دارد. اما اقدامات او به طور فزایندهای حامیان او را در موقعیتی غیرقابل دفاع قرار میدهد. نه به این دلیل که وجدان آنها را آزار میدهد، بلکه به این دلیل که صحنههای بیتردید هولناک نسلکشی، تنها نیرویی - یعنی تودههای مردم - را به حرکت درمیآورد که میتواند غرب را وادار به قطع حمایت از این جنایات جنگی کند.در خاورمیانه نیز، خشم میتواند هر لحظه فوران کند. مصر در حال جوشیدن از نارضایتی است و سیسی هر چیزی را که پتانسیل ایجاد جنبش تودهای علیه نسلکشی را داشته باشد، سرکوب میکند. این هفته در اقدامی بیسابقه، او امام اعظم احمد الطیب - بالاترین مرجع در اندیشه اسلامی سنی - را مجبور به پس گرفتن بیانیهای کرد که در آن کارزار گرسنگی اسرائیل را محکوم کرده بود.هر چیزی که بتواند خشم جامعه را شعلهور کند، چه از بالا و چه از پایین جامعه، با سرکوب شدید مواجه میشود. همین چند روز پیش، پس از مرگ یک مرد جوان در اثر شکنجه در بازداشت پلیس، اعتراضاتی در شمال قاهره آغاز شد. هزاران نفر به خیابانها آمدند و با پلیس درگیر شدند. نکته بسیار مهم این است که توده مردم شعار انقلاب ۲۰۱۰-۲۰۱۱ را سر دادند: «مردم خواهان سقوط رژیم هستند.»حادثه دیگری که چیزهای زیادی در مورد حال و هوای توده مردم میگوید، در جنوب پایتخت مصر در اواخر هفته گذشته اتفاق افتاد، که در آن دو فعال طرفدار فلسطین با اسلحههای قلابی به ستاد امنیت کشور حمله کردند و چندین پلیس را به گروگان گرفتند. فیلمها نشان میدهند که آنها خواستار باز شدن گذرگاه مرزی رفح با غزه هستند و اسیران را به خاطر دستگیری کسانی که ناامیدانه سعی در رساندن کمک به فلسطینیهای گرسنه دارند، سرزنش میکنند.این فیلم قبل از بسته شدن کانال تلگرام مربوط به آن میلیونها بار دیده شده بود. این دو مرد اکنون ناپدید شدهاند و دولت ادعا میکند که این داستان به عنوان بخشی از توطئه اخوان المسلمین ساخته شده است. در همین حال، اعتراضات گستردهای در خارج از سفارتخانههای مصر در سراسر جهان، از جمله در عراق، با افزایش خشم نسبت به رژیم سیسی، برگزار شده است.این خشم عمومی در سراسر جهان حس میشود و حتی ترامپ را مجبور به تغییر لحن و نوع صحبت کردن خود کرده است. در کنفرانس با استارمر در زمین گلف خود در "ترنبری" Turnberry، به نظر میرسید که او سعی دارد همزمان هر دو طرف را بازی دهد، از یک سو - برخلاف ادعاهای اسرائیل - او گفت که "گرسنگی واقعی" وجود دارد، همزمان با آن او مدعی شد، که فشار آوردن به اسرائیل برای هرگونه طرح صلح بلندمدت "پاداش دادن به حماس" خواهد بود.ریاکاری او فقط اوضاع را بدتر میکند. هر چقدر هم که دولتها برای فرونشاندن خشم و انزجار عمومی به لفاظیهای تند متوسل شوند، سیاست امپریالیستی هر دو چهره آنها برای مردم آشکارتر میشود. وقتی عمل از حرف پیروی نکند - وقتی بین این دو خلأ واقعی وجود داشته باشد - اظهارات آنها به همان شکلی که هستند دیده خواهد شد؛ که چیزی بیشتر از فریب و همدستی با صهیونیسم نیست.هزاران نفر هر روز به این نتایج میرسند و حمایت از فلسطین هرگز تا این حد شدید نبوده است. در ایالات متحده، نظرسنجی "گالوپ" در این هفته نشان میدهد که میزان تأیید اقدامات اسرائیل در غزه از آغاز جنگ به پایینترین مقدار خود رسیده است.در بریتانیا، حزب کارگر (Labour Party) در عرض تنها یک هفته، در حمایت و تعداد اعضا از حزب جدید جرمی کوربین (Jeremy Corbyn) عقب افتاده است؛ حزبی که با برنامهای مبتنی بر توقف فروش تسلیحات به اسرائیل تأسیس شده است.رویدادهای غزه بحران عمیقتری را برای قاتلان وستمینستر (Westminster) و کاخ سفید (White House) بههمراه خواهد داشت و میلیونها نفر این نتیجه را خواهند گرفت که برای پایان دادن به قحطی و قتلعام در غزه، امپریالیستهای مسئول این جنایات باید سرنگون شوند.